X
تبلیغات
رایتل
اهل تشیع و اهل سنت
آپلود عکس
احتجاج
نوشته شده توسط حسیـــن

بسم الله الرحمن الرحیم


احتجاج حضرت صدیقه

شمس الدین ابوالخیر جزرى دمشقى- مقرى- شافعى "شرح حال او در ج 1 ص 209 گذشت" در کتاب خود "اسنى المطالب فى مناقب على بن ابى طالب" گوید لطیف ترین و غریب ترین طریق براى این حدیث "یعنى حدیث غدیر" که بنظر من رسیده آنست که خبر داد آنرا بما استاد ما خاتمه حفظ کنندگان حدیث ابوبکر محمد بن عبد الله بن محب مقدسى با زبان خود که گفت خبر داد بما استاد بانو ام محمد، زینب بنت احمد بن عبد الرحیم مقدسیه، از ابى مظفر محمد بن فتیان بن مثنى باخبار از ابى موسى محمد بن ابى بکر حافظ، باخبار از پسر عمه پدر من قاضى، ابوالقاسم عبد الواحد بن محمد بن عبد الواحد مدنى بوسیله قرائت در محضر او باخبار از ظفر بن داعى علوى در استرآباد، باخبار از پدرش و از ابو احمد بن مطرف مطرفى، که آندو گفتند، حدیث نمود ما را ابو سعید ادریسى بطریق اجازه در آنچه در تاریخ استرآباد بررسى و بدست آورده، بحدیث از محمد بن محمد بن حسن ابوالعباس رشیدى- از اولاد هاورن الرشید- در سمرقند و ابو سعید ادریسى گفت: ننوشتیم ما این حدیث را مگر از او که گفت: حدیث نمود ما را ابوالحسن محمد بن جعفر حلوانى، از على بن محمد بن جعفر اهوازى "وابسته رشید"، از بکر بن احمد قصرى که گفت: حدیث نمودند براى ما: فاطمه، و زینب، و ام کلثوم، دختران موسى بن جعفر علیهما السلام که آنها گفتند: حدیث نمود براى ما فاطمه دختر جعفر بن محمد صادق علیهما السلام، و گفت: حدیث نمود براى من، فاطمه دختر محمد بن على علیهما السلام و او گفت: حدیث نمود براى من: فاطمه دختر على بن الحسین علیهما السلام و گفت: حدیث نمودند براى من: فاطمه و سکینه دختران حسین بن على علیهما السلام از ام کلثوم دختر فاطمه علیها السلام دختر پیغمبر صلى الله علیه و آله که فاطمه علیها السلام دختر پیغمبر صلى الله علیه و آله فرمود: آیا فراموش کردید گفتار رسول خدا صلى الله علیه و آله را در روز غدیر که فرمود: من کنت مولاه فعلى مولاه. و گفتار آنجناب را که فرمود "بعلى علیه السلام" انت منى بمنزله هارون من موسى علیهما السلام؟؟:

و بهمین طریق حافظ بزرگوار ابو موسى مدینى با دقت و بررسى در کتاب خود " المسلسل بالاسماء " این حدیث را روایت نموده و گوید:

این حدیث از یک وجه مسلسل است، و آن اینست که: هر یک از بانوان موسوم به فاطمه از عمه خود روایت نموده اند و بنابراین، این روایتى است از پنج دختر برادر که هر یک از آنها از عمه خود روایت نموده اند.


احتجاج امام حسن

در سال 41 هجری

حافظ بزرگ ابو العباس بن عقده با دقت و بررسى در طریق آورده که: حسن بن على علیهما السلام پس از موافقت در صلح با معاویه براى اداى خطبه بپا خاست و پس از حمد و ثناى خداوند و نام بردن از جدش مصطفى صلى الله علیه و آله برسالت و نبوت فرمود: همانا ما اهل بیتى هستیم که خداى متعال ما را باسلام گرامى داشت و ما را برگزید و برطرف ساخت از ما هر پلیدى را و پاکیزه و منزه ساخت ما را، از زمان آدم تا زمان جد من محمد صلى الله علیه و آله مردم دو فرقه و گروه نشدند مگر آنکه ما را در بهترین آندو فرقه قرار داد، پس از آنکه محمد صلى الله علیه و آله را به نبوت مبعوث و برسالت برگزید و فرو فرستاد باو کتابش "قرآن" را و سپس امر فرمود او را که بسوى خداى عز و جل "خلق را" دعوت کند، پدر من اول کسى بود که خدا و رسول را اجابت نمود، و اول کسى بود که ایمان آورد و تصدیق نمود خدا و رسول او را، و خداوند در کتاب خود که به پیغمبر فرستاده خود نازل نموده فرماید: " افمن کان على بینه من ربه و یتلوه شاهد منه "... "آیا پس کسى که از پروردگارش بر مبناى برهان و گواه است و پیروى میکند او را گواهى، از او" پس جد من آنچنان کسى است که از پروردگارش بر برهان گواه "مبعوث گشته" و پدر من آنچنان کسى است که پیروى میکند او را، و او شاهد و گواهى است از او.... تا آنجا که فرمود: این امت از جد من شنیده اند که فرمود: هیچ قوم و امتى زمام امور را بدست کسى نداد در حالتى که داناتر از آنکس در میان آنها وجود داشته باشد مگر آنکه پیوسته امر آن امت به پستى میگراید تا بسوى آنچه آنرا واگذاشته اند بازگشت نمایند، و از او شنیدند که بپدرم میفرمود:

انت منى بمنزله هارون من موسى الا انه الا نبى بعدى یعنى "یا على" تو از من بمنزله هارون هستى از موسى، جز آنکه پیغمبرى بعد از من نخواهد بود، و دیدند او را و شنیدند از او، هنگامى که در غدیرخم پدرم را گرفت و بانان فرمود: من کنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه و سپس بانها امر فرمود که حاضر بغایب ابلاغ نماید. و قندوزى حنفى قسمتى از این خطبه را در " ینابیع الموده " صفحه 482 ذکر نموده و در این خطبه "چنانکه تصریح بان دارد" بحدیث غدیر استدلال و احتجاج شده است.


احتجاج امام حسین

در سال 9-58 هجری

تابعى بزرگوار- ابو صادق- سلیم بن قیس هلالى در کتاب خود، در پیرامون سخت گیرهاى و مزاحمت هاى خصمانه معاویه بن ابى سفیان بر شیعیان و وابستگان امیر المومنین علیه السلام بعد از شهادت آنجناب مطالب جامع و سخنان وافى بیان داشته سپس چنین مینگارد:

تا اینکه دو سال قبل از مرگ معاویه حسین بن على علیهما السلام بحج بیت الله بهمراهى عبد الله بن عباس و عبد الله بن جعفر عزیمت فرمود و بنى هاشم را "از مرد و زن" و پیروان و وابستگانشان را چه آنها که حج نموده بودند و چه آنها که حج نه نموده بودند جمع نمود و از انصار آنها را که بشخصیت و مقام آنجناب و اهل بیتش عارف بودند همه را گرد آورد و از اصحاب رسول خدا صلى الله علیه و آله و از تابعین انصار که بصلاحیت و تقوى موصوف بودند و آن سال بحج آمده بودند احدى را فرو گذار نفرمود، در نتیجه جمعیتى بالغ بر هفتصد نفر از مردان در محضر آنجناب جمع شدند که همگى از تابعین بودند و بالغ بر دویست تن از اصحاب رسول خدا صلى الله علیه و آله که همگان در منى و در خرگاه و اقامتگاه آنحضرت حضور یافتند، سپس بعد از حمد و ثناى خداوند فرمود: همانا این ستمکار یاغى "معاویه" بر سر ما و بر سر شیعیان ما آورد آنچه را که دانستید و دیدید. مشاهده کردید و بشما خبر آن رسید، و من میخواهم از شما درباره چیزى سئوال کنم، چنانچه سخن من مقرون بصداقت و راستى است مرا تصدیق کنید و اگر بر خلاف حقیقت چیزى از من شنیدید مرا تکذیب نمائید، سخن مرا بشنوید و گفتار مرا بنویسید و ثبت کنید، سپس بشهر و دیار خود مراجعت کنید و آنها را که از آنها ایمن هستید "که نفاق نورزند و سخن چینى و فتنه انگیزى نکنند" و بانها اعتماد و وثوق دارید دعوت کنید و آنچه را که درباره ما و حق ما علم بان دارید و بدان معتقد هستید بانان بیاموزید و ابلاغ نمائید زیرا ما مى ترسیم از اینکه این حق کهنه و متروک شود و "در اثر کید و نیرنگ و تبلیغات مداوم دشمن" از بین برود و مغلوب شود در حالیکه خداى متعال "بر حسب وعده و تصریحى که در قرآن فرموده" نور خود را تمام و کامل مى فرماید اگرچه کفار و ناسپاسان از آن اکراه داشته باشند، در این موقع آنجناب فرو گذار نفرموده و آنچه خداوند در قرآن درباره اهل البیت نازل فرموده تلاوت و بیان داشت و تفسیر فرمود و آنچه را که رسول خدا صلى الله علیه و آله درباره پدرش و مادرش و خودش و اهل بیتش فرموده بود روایت فرمود و در مورد هر جمله از فرمایشات آنجناب حاضرین میگفتند: بار خدایا تمام اینها درست است و راست است و از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیده و بدانها گواهیم و تابعین میگفتند: بار خدایا چنین است. آنان که از صحابه مورد وثوق و تصدیق هستند این را حدیث نموده اند و ما از آنها شنیده و بان ایمان داریم و گواهیم...

آنجا که فرمود: بخدا سوگند میدهم شما را آیا آگاهى دارید که رسول خدا صلى الله علیه و آله على علیه السلام را" در روز غدیر خم منصوب فرمود و ولایت او را اعلام نمود و فرمود باید حاضر بغایب ابلاغ کند؟ گفتند: بار خدایا آرى باین جریان آگاه و مطلع و گواهیم. تا پایان خبر. و در آن قسمتهاى جالبى از اخبار متواتر مشتمل بر فضایل امیر المومنین علیه السلام مذکور است. مراجعه کنید.


الغدیر ، ج2


 
 

شارژ ایرانسل

فال حافظ